سیری در زندگانی و شخصیت جواد الائمه

ایشان نهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بوده که خدای متعال برای رهبری این امت اختیار، و برای هدایت و رهبری بندگان انتخاب کرده است. در ایشان تمام صفات و شایستگی‌هایی که برای امام به حق، لازم است به وفور وجود داشته و از علوم بسیاری که قابل مقایسه با علوم خلایق نبود، مطلع بوده است.

اینک به طور مختصر به بیان زندگانی و شخصیت والای آن امین اسرار الهی، اجود الجواد می‌پردازیم:

ولادت

به تصریح تمام منابع، زادگاه آن حضرت مدینه و سال تولد ایشان ۱۹۵ هجری بوده است. اما درباره روز و ماه ولادت اختلاف نظر وجود دارد. قول مشهور بین شیعه دهم رجب است که شیخ طوسی در مصباح المتهجد نقل کرده است.(۱)
همچنین عیاشی و اربلی یاد کردند که تولد امام(علیه السلام) در روز دهم رجب بود. شیخ کلینی در کافی ولادت امام جواد(علیه السلام) را در رمضان سال ۱۹۵ هجری قمری ذکر کرده است.همین‌طور فتال در روضه‌الواعظین و شیخ مفید در ارشاد و ابن‌شهر آشوب در مناقب ولادت ایشانرا در ماه رمضان ذکر کرده‌اند.
عیاشی در منتخب الاثر در نص بر ائمه اثنی‌عشر(علیه السلام) و صاحب کشف‌الغمه ولادت امام را در دهم رجب ذکر کرده‌اند. این قول اخیر را دعا مروی از امام زمان(عج) بیان و تأکید می‌کند که در روزهای ماه رجب خوانده می‌شود: اللهم انی اسئلک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتخب… تا آخر دعا تأکیدمی‌کند.(۲)

پدر و مادر

پدر بزرگوار امام جواد(علیه السلام) حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) است. پیشوای برجسته‌ای که آوازه فضل و کمالش در همه آفاق جهان اسلام طنین افکنده و حتی مخالفان آن حضرت نیز زبان به ستایشش گشودند. مادر آن حضرت نیز بانوی پاکدامن و بافضیلتی است که به جمیع کمالات معنوی و اخلاقی دست یافته بود و شایستگی آن را داشت که صدف گوهر وجود امام جواد(علیه السلام) گردد و آن بزرگوار را در دامان پاک خود پرورش دهد. مورخان و محدثان نام‌های متعددی را برای او ذکر کرده‌اند که هر کدام بر فضیلت و کمالی از او دلالت دارد؛ چون سبیکه، ریحانه، دُرّه، سکینه، صفیه. امام رضا(علیه السلام) او را خیزران نامید و کنیه مبارکش «ام‌الحسن» بود.(۳)

القاب و کنیه‌ها

کنیه‌اش «ابوجعفر» است و به دلیل اشتراک با کنیه امام محمدباقر(علیه السلام) در منابع رجال و حدیث شیعه از ایشانبا کنیه ابوجعفر یاد شده و کنیه خاص آن حضرت، «ابوعلی» است. در منابع علاوه بر لقب مشهور «جواد» و «تقی» که به علت جود و بخشش و پارسایی و پرهیزکاری به آن شهرت داشت، القاب فراوان دیگری نیر به ایشان نسبت داده شده است از جمله زکیّ، مرتضی، قانع، رضیّ، مختار، متوکل، مرضیّ، متقی، منتجب، عالم ربانی و هادی.
طبق روایتی امام رضا(علیه السلام) او را صادق، صابر، فاضل، قره اعین المؤمنین و غیط الملحدین خوانده است. همچنین آن حضرت در میان مردم به «اعجوبه اهل بیت»، «نادره الدهر»، «بدیع‌الزمان»، «عیسی ثانی» و «ذوالکرامات» نیز شهرت داشته است و به واسطه کرامات زیادی که از ایشان صادر شده است و حوائج را برآورده می‌ساخته به «باب المراد» نیز مشهور شده‌اند.(۴)

شخصیت و صفات امام

فضائل و مکارم اخلاقی و معنوی جواد الائمه(علیه السلام) را نمی‌توان شمرد. همه خصال امامت در ایشانجمع بود و بزرگواری و علم و خصال نیکو در آن حضرت به سرحد کمال رسیده بود. از آن جمله است که:

عبادت

امام جواد(علیه السلام) چون نیاکان بزرگوارش انس خاصی با عبادت داشت. شب‌ها را به نماز، نیایش و استغفار و روزها را به روزه سپری می‌کرد. عبدالله بن زرین می‌گوید: من در مدینه‌الرسول بودم. ابوجعفر(علیه السلام) را می‌دیدم که هر روز هنگام ظهر به مسجدالنبی می‌آمد. نخست به زیارت رسول خدا(ص) می‌رفت و پس از سلام به آن حضرت، به سمت خانه‌ی حضرت فاطمه(س) می‌رفت. کفش‌هایش را بیرون می‌آورد و به نماز می‌ایستاد.(۵)
پای‌بندی امام جواد(علیه السلام) به اعمال مستجبی از دید تاریخ و تاریخ‌نگاران دور نمانده است. مورخان نوشته‌اند: او دو رکعت نماز می‌گزارد، در هر رکعت سوره فاتحه و هفتاد بار سوره توحید می‌خواند.(۶)

بخشندگی

امام جواد(علیه السلام) تحت تربیت پدر و به جهت اصالت ذاتی خاندانش، فردی بسیار بخشنده بود. لقب «جواد» حاکی از آن است که آن حضرت اهل بخشش و به سخاوت مشهور بود. امام(علیه السلام) در آغاز هر ماه صدقه می‌داد. آن‌چه به دست می‌آورد، قسمت عمده‌اش را به علویان اختصاص می‌داد. مقداری که از بیت‌المال به ایشان پرداخت می‌شد را نیز انفاق می‌کرد. همچنین درآمد ناشی از موقوفات اجدادش را که خود شخصاً بر روی باغ‌ها و مزارع آن‌ها کار می‌کرد، صرف اهداف عالیه خود و نیازهای جامعه اسلامی می‌کرد. درآمد آن‌چه را که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در مدینه وقف نموده و در اختیار امام(علیه السلام) بود را نیز بین خویشان و فقرا تقسیم می‌نمود. همچنین هنگامی که قصد داشت، بغداد را به سوی مدینه ترک کند، هر آن‌چه داشت در راه خدا انفاق کرد.
امام با این‌گونه بخشش به شیعیانش می‌آموخت که دنیا را باید برای آخرت خواست و مال را برای انفاق در راه خدا فراهم کرد. اسماعیل بن عباس هاشمی گوید: از تنگی معیشت نزد امام(علیه السلام) شکایت نمودم. امام قطعه‌ای طلای خالص که وزنش شانزده مثقال بود به من داد.(۷)

همدردی با مردم

امام جواد(علیه السلام) ادامه دهنده راه نیاکان پاکدامن و معصوم خود بود و از ویژگی‌ها و اوصاف آنان برخوردار بود و همانند آنان، در گرفتاری‌های مردم شریک می‌شد و با آنان همدردی می‌کرد.
در منابع تاریخی آمده است: ابراهیم بن محمد همدانی مورد ستم والی قرار گرفت. لذا نامه‌ای به امام جواد(علیه السلام) نوشت و طی آن، امام را از ماجرای خود و والی آگاه کرد. امام از آن‌چه بر ابراهیم رفته بود، رنجه گشت و در پاسخ او نوشت: به زودی خدا تو را بر کسی که نسبت به تو ستم روا داشته، یاری دهد و تو را از او بی‌نیاز گرداند و مژده باد تو را که در این جهان و آن جهان از یاری خدا بهره‌مند خواهی شد و خدا را بسیار ستایش کن.(۸)

امامت

امام جواد(علیه السلام) در سال ۲۰۲ هجری در حالی که هفت سال و اندی داشت به امامت رسید. امامت از نظر شیعه به معنی جانشینی پیامبر(ص) و داشتن علم، شایستگی‌ها و مسئولیت‌های رهبری اوست. شیعیان از دو راه امامان خود را شناخته و آنان را از بین مدعیان دروغین امامت تشخیص می‌دادند: یکی توجه به معرفی پیامبر(ص) و امامان پیشین و دیگری توجه به ویژگی‌های فردی و فضائل و کمالات متعالی و برتر امام.
نسبت به امام جواد(علیه السلام) نیز هم نصوص فراوانی از پیامبر(ص) و امامان رسیده است و هم شایستگی‌های فردی امام جواد(علیه السلام) از جمله علم بی‌کرانش بهترین دلیل بر امامت آن حضرت است. از آن‌جا که امامت امام جواد(علیه السلام) ویژگی خاص داشت و آن حضرت در دوران خردسالی عهده‌دار امامت می‌گشت، امام هشتم(علیه السلام) سعی کردند زمینه را برای پذیرش امامت آن حضرت آماده سازند.(۹)

امام محمدتقی(علیه السلام) و خلفای معاصر

امام جواد(علیه السلام) با خلیفه عباسی، امین، مأمون و معتصم معاصر بود. آن حضرت بخش عمده‌ی زندگی خود را همزمان با مأمون،خلیفه دانا و دوروی عباسی گذراند. او با مکر و حیله‌های فراوان سعی داشت امام(علیه السلام) را از مقام قدسی پایین آورده و به زر و زیور و فساد خلافت بیالاید و روش خود را که در مورد امام رضا(علیه السلام) به سنگ خورده بود، در مورد امام جواد(علیه السلام) به هدف برساند. او در نخستین اقدام، امام را به مرکز خلافت احضار کرد تا علاوه بر نظارت مستقیم بر ایشان به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.
مأمون در راستای اجرای مقاصد خود، دخترش را به عقد امام درآورده و سعی کرد مجلسی باشکوه با اسراف و ریخت و پاش‌های فراوان به راه اندازد به طوری که هم امام را در آن سهیم جلوه دهد و هم توجه آن حضرت را به مظاهر دنیوی جلب کند ولی امام با برخورد عفیفانه‌ی خود او را ناکام ساخت.
مأمون در اقدامی دیگر مجالس بحث و مناظره راه انداخت تا بلکه در یک مورد امام را شکست دهد ولی در همه مراحل شکست خورد.
امام جواد(علیه السلام) در راستای تثبیت امامت به نفی حاکمیت جور نیز می‌پرداخت و به صورت‌های مختلف خود را با سردمداران ظلم و ستم نشان می‌داد. گاهی به صورت دعا از خداوند ریشه‌کن شدن ظلم و حاکمیت مظلوم را طلب می‌نمود و گاهی با بیانات حکیمانه، ظالم، یاور ظالم و راضی به ظلم را شریک یکدیگر معرفی می‌کرد و از آنان بیزاری می‌جست. ترغیب به زیارت پدر و زنده نگه داشتن یاد و خاطره امام هشتم(علیه السلام) نیز یکی دیگر از مظاهر مخالفت آن حضرت با دستگاه خلافت بود.(۱۰)

شهادت

امام جواد(علیه السلام) در جامعه اسلامی از موقعیت بالایی برخوردار بود و در امور مربوط به امامت فعالیت گسترده‌ای داشت. از این رو معتصم عباسی هنگامی که به خلافت رسید، آن حضرت را به بغداد احضار کرد تا ایشانرا تحت نظر خود داشته باشد و از گسترش نفوذ امام جلوگیری کند. او سرانجام تصمیم به قتل امام گرفت. ام‌الفضل، همسر امام و دختر مأمون با توجه به نارضایتی که از امام داشت، بهترین عامل برای اجرای نقشه معتصم شناخته شد و نقشه مسموم کردن امام توسط او به اجرا درآمد. حضرت جواد(علیه السلام) در سن ۲۵ سالگی در بغداد به شهادت رسید و در کنار جدش، موسی بن جعفر(علیه السلام) در کاظمین مدفون گشت.(۱۱)
درود خدا و پیامبران و پاکان و نیکان بر روح مقدس آن امام بزرگوار.

فرازهایی از سخنان امام جواد(علیه السلام)

در پایان به برخی از سخنان و آموزه‌های گهربار امام جواد(علیه السلام) اشاره می‌کنیم:
– ملاقات و زیارت برادران سبب گسترش و باروری عقل است، گرچه کم و اندک باشد.
– کسی که بر مرکب شهوات سوار است، از لغزش در امان نخواهد ماند.
– بافضیلت‌ترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج خواهد بود.
– هرکس جهت خداوند به برادری فایده‌ای برساند، در نتیجه خانه‌ای از بهشت برده است.
– در ظاهر دوست خدا و در پنهان دشمن خدا مباش.
– کسی که از هوای نفس خود اطاعت کند، آرزوهای دشمن خویش را برآورده است.
– عزت و شخصیت مؤمن در خودکفایی و بی‌نیازی او از دیگران خواهد بود.(۱۲)

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ محمد بن علی(علیه السلام) امام جواد، مرضیه محمدزاده، ص۴۵
۲٫ زندگانی امام جواد(علیه السلام) از ولادت تا شهادت، علامه سیّدمحمد کاظم قزوینی، ترجمه سیّدمحمد صالحی، ص۳۲
۳٫ زندگانی امام جواد(علیه السلام)، سیّد محمد حسینی شاهرودی، ص۲۴
۴٫ محمد بن علی(علیه السلام) امام جواد، مرضیه محمدزاده، ص۴۶
۵٫ زندگانی امام جواد(علیه السلام)، سیّد محمد حسینی شاهرودی، ص۳۴
۶٫ جواد الائمه حضرت امام محمدتقی(علیه السلام)، گروه مؤلفان، ترجمه سیّدحسین اسلامی اردکانی، ص۴۹
۷٫ محمد بن علی(علیه السلام) امام جواد، مرضیه محمدزاده، ص۵۷
۸٫ جواد الائمه حضرت امام محمدتقی(علیه السلام)، گروه مؤلفان، ترجمه سیّدحسین اسلامی اردکانی، ص۶۱
۹٫ زندگانی امام جواد(علیه السلام)، سیّد محمد حسینی شاهرودی، ص۱۱۳
۱۰٫ همان، ص۱۵۳
۱۱٫ همان، ص۲۱۸
۱۲٫ سیری در زندگانی امام محمدتقی(علیه السلام)، سیّد محمد صالحی، ص۱۵۵