ايه هاي تربيتي فرد، در خانه نهاده شده و با استقرار رواني و ارضاي تمايلات، موجبات رشد او را فراهم مي آورد و اساس صحّت عقلاني را فراهم مي آورد. سلامت عقلاني از طريق شنيده ها و مشاهدات؛ مانند کتب، مجلّات و … و نيز از طريق راديو و تلويزيون و ساير رسانه ها در خانه نهاده مي شود. بعد از خانواده، محيط مدرسه، دانشگاه و ساير محيط هاي اجتماعي در تعليم و تربيت فرد مؤثرند.
نويسندگان: ريحانه هاشمي و سيد محمد حسن هاشمي زاده
تعليم و تربيت، امر مهمي است که موجب پرورش استعدادهاي فرد و عملکرد صحيح او در خانه و اجتماع مي گردد.
پايه هاي تربيتي فرد، در خانه نهاده شده و با استقرار رواني و ارضاي تمايلات، موجبات رشد او را فراهم مي آورد و اساس صحّت عقلاني را فراهم مي آورد. سلامت عقلاني از طريق شنيده ها و مشاهدات؛ مانند کتب، مجلّات و … و نيز از طريق راديو و تلويزيون و ساير رسانه ها در خانه نهاده مي شود. بعد از خانواده، محيط مدرسه، دانشگاه و ساير محيط هاي اجتماعي در تعليم و تربيت فرد مؤثرند.
خداوند متعال اولين مسئوليّت را متوجّه خانواده فرموده و سرپرست خانواده را در انجام اين امر مورد خطاب قرار داده است:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ»؛ (1)
اي کساني که ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشي که سوخت آن، مردم و سنگ هاست حفظ کنيد.
رفتار والدين مهم ترين عامل تربيتي بر روي فرزند است. چنانچه والدين بدون توجه با رفتار خود، فقط درصدد تربيت فرزند از راه بيان و گفتار باشند، به نتيجه مطلوب خود نمي رسند. از طرف ديگر مسئول خانواده نمي تواند فقط متوجه مسائل خود بوده و از مشکلات و معضلات خانواده برکنار باشد و در اين رابطه مهم تر از تأمين هزينه ي زندگي، تغذيه ي روح و جان و به کار گرفتن تعليم و تربيت صحيح است.
در آيه ي شريفه کلمه قُوا به معناي حفظ کردن چيزي است از هر خطري که به آن صدمه بزند و برايش مضرّ باشد (2) و چنانچه انسان از خطرات رفتار نادرست پرهيز ننمايد، آتش و عذاب را متوجّه خود نموده و بدين جهت در آيه ي شريفه «شعله گرفتن مردم در آتش دوزخ، به دست خود آنان نسبت داده شده» (3) و خود انسان ها تبديل به هيزم و سوخت جهنم مي شوند، چرا که با اعمال ناشايست خود حقيقت انسانيِ خود را به آتش کشيده و در سراي ديگر تجسّم اعمال خود را مشاهده مي کنند.
يکي از خطراتي که فرزندان را به شدّت در معرض خطر قرار مي دهد، انحرافات جنسي است که با هوش ياري و آگاهي دادن لازم به فرزندان در سنين نوجواني، مي توان از آن جلوگيري نمود.
تربيت جنسي، مستلزم توانايي فوق العاده و نزاکت خاص، تيزهوشي و دل سوزي فراوان است و در مورد پيش گيري از انحراف جنسي کودکان نقش اساسي به عهده ي پدران و مادران خواهد بود.
پدر و مادر از بدو تولد فرزندشان بايد در انديشه ي شکل دهي رفتار فردي و اجتماعي او باشند. مسامحه در اين زمينه مبني بر اين که کودک خود بزرگ خواهد شد و مسائل زندگي را، خود خواهد آموخت مشکلاتي براي خانواده و اجتماع ايجاد خواهد کرد. (4)
تربيت جنسي نوجوانان بدون شناخت حالات و روحيّات آنان ميسّر نيست، که اين مهم بر عهده ي والدين است که ابتدا روحيات نوجوان را شناخته سپس در صدد تعليم و تربيت او برآيند.
در مرحله ي بعد دو نحوه ي رفتار فردي و اجتماعي با نوجوان بايد مدّنظر قرار گيرد که برخي متوجّه خودِ نوجوان و برخي مربوط به پدر و مادر مي باشد که در هر يک از اين موارد نيز ممکن است تعارضاتي صورت پذيرد. در اين صورت پدر و مادر نمي توانند خود را کنار کشيده و يا نوجوان را تحت فشار قرار دهند، بلکه با ايجاد جوّ تفاهم با نوجوان به گفت و گو نشسته و ضمن ارائه ي پيشنهادهاي طرفيني و مشورت، امکان رشد و تربيت نوجوان را فراهم سازند. (5)
الف) آموزش حدود شرعي:
بلوغ شرعي کودکان همراه با قدم نهادن به دنياي نوجواني و بلوغ جنسي مي باشد. در اين راستا آموزش مسائل شرعي، موجب شناخت جنسي نوجوان مي گردد و از طرفي مسائل جنسي نيازمند آشنايي با معارف ديني مي باشد.
نوجواني که جايگاه خود را در جامعه ي ديني شناخته باشد، بهتر مي تواند به وظايف خود عمل نموده و براي خود و جامعه مفيد واقع شود.
آشنايي با احکام بلوغ پسران و دختران، نحوه ي پوشش در مقابل محرم و نامحرم، برخورد نوجوان با نامحرم، نحوه ي رفتار و پوشش در خانواده از جمله مسائلي است که نوجوان را در زمينه ي جنسي آگاه ساخته و رفتار و روابط او را محدود و منضبط مي سازد.
بايد توجه داشت که مسائل مربوط به غريزه ي جنسي به حداقل ممکن صورت پذيرد و مطرح ساختن مسائل فردي در اين زمينه با رعايت جوانب تربيتي ضروري است. در اين مرحله، آموزش مسائل جنسيِ جنس مخالف بسيار مضرّ است.
از جمله مواردي که پدر و مادر بايد در مورد نوجوان دقت نمايند،‌ هوشياري نوجوان نسبت به امور جنسي والدين است، لذا تا زماني که فرزند، کودکي بيش نبود براي ورود به اتاق والدين در سه وقت مي بايست اجازه مي گرفت، ولي با توجه به سنين حساس نوجواني کسب اجازه به صورت دائمي درآمده و نوجوان نبايست سرزده وارد اتاق والدين شود:
«وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِه وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»؛
و چون کودکان شما به سن بلوغ رسيدند، بايد از شما کسب اجازه کنند؛ همان گونه که آنان که پيش از ايشان بودند کسب اجازه کردند. خدا آيات خود را اين گونه براي شما بيان مي دارد. خدا داناي سنجيده کار است. (6)
در آيه ي شريفه، کسب اجازه ي نوجوان را هم چون کساني که قبل از ايشان بودند لازم مي شمارد. مفسرين «الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ»؛ کساني که پيش از ايشان بودند را شامل افراد بالغ و بزرگ سالان مي دانند؛ (7) هرچند بعيد به نظر نمي رسد به دليل حساسيّت بيشتر نوجوانان به امور جنسي (نسبت به بزرگ سالان)، اين حکم مربوط به امت هاي پيشين بوده و خداوند نوجوانانِ آن ها را نيز مکلّف به کسب اجازه نموده باشد.
در تأکيد بر اهميت اين مطلب خداوند آن را به عنوان نشانه هاي خود برشمرده که بر بيان و روشن کردن آن تأکيد مي ورزد، ضمن اين که اين حکم بر اساس علم بنا نهاده شده و در آن مصلحت فرد، خانواده و جامعه نهفته است.
در روايتي ذيل اين آيه از امام جعفر صادق عليه السلام وارد شده است:
کساني که به حد بلوغ مي رسند نبايد بر مادر، دختر و خواهران و ديگران بدون اجازه وارد شوند و بايد براي اجازه گرفتن سلام کنند، زيرا سلام کردن، اطاعت خداي رحمان است. (8)
در اين زمينه پدر و مادر و اطرافيان بايد مراقب رفتارهاي خويش باشند. لبخند ها و کنايه هاي معني دار، برهنه شدن آنان در حضور نوجوانان و جوانان، خوابيدن آن ها با نوجوان در يک اتاق در تحريک جنسي آنان مؤثر مي باشد. (9)
تأکيد رعايت اصول اخلاقي با محارم براي آن است که افراد به مسائل شهواني مبتلا نشده وبرخورد با محارم دست خوش روابط جنسي نشود، البته در برخورد با نامحرم دستور اسلام بسي دقيق تر و ظريف تر است، چرا که زمينه ي انحراف با نامحرم هموارتر است و اين وظيفه ي پدر و مادر است که آموزش هاي لازم در برخورد با نامحرم را به نوجوانان خود بياموزند.
در آموزش احکام و مسائل نوجوان و جوان حتي الامکان بايد از موعظه کردن پرهيز نموده و به جاي آن به علت وضعِ احکام و مقرّرات پرداخت. چنين برخوردي معمولاً از طرف آنان بيشتر مقبول واقع خواهد شد. (10)
چنانچه رابطه ي پدر و مادر با نوجوان و جوان صميمانه باشد و به نوجوان ارزش کافي داده شده باشد، نوجوان جايگاه خود را در خانواده به دست آورده، با حکم فرما شدن محبّت بر روابط، جلوي بسياري از انحرافات گرفته خواهد شد.
ب) کنترل غذا، پوشاک و استراحت:
کودکان و نوجوانان به دليل رشد سريع نيازمند خوراک مناسب مي باشند، لذا والدين بايد ضمن تأمين غذاهاي ساده و طبيعي و انرژي زا از قبيل لبنيات،‌ سبزي و …، از خوراندن غذاهاي محرک و پرانرژي مثل ادويه ها و غذاهاي چاشني دار پرهيز نمايند؛ به خصوص خوراک هاي آماده مثل پيتزا، ساندويچ و … که توليد انرژي زايد نموده و براي نوجوان مفيد نمي باشد.
لباس از زينت هايي است که نوجوان به آن توجه ويژه مي نمايد، در اين زمينه والدين بايد ضمن رعايت خواست نوجوان، او را در انتخاب لباس هايي که مناسب روان و اخلاق اوست ياري نمايند.
لباس هاي تنگ، خيلي نرم يا خيلي زبر و هم چنين لباس هايي که از پوشش کافي برخوردار نيستند موجب تحريک جنسي مي گردند، لذا تا حد امکان از اين گونه لباس ها اجتناب شود.
البته به دليل روحيّه ي تنوع طلب نوجوانان، در صورت انتخاب خودِ جوان از برخورد مستقيم اجتناب شده، فقط از راه هاي غير مستقيم در مورد اثرات نامطلوب آن ها آگاهي داده شود.
فعاليت و استراحت نوجوان بايد طبق برنامه باشد، زيرا در ايجاد سکون و آرامش مؤثّر بوده و سلامت بدن را در پي دارد.
بيداري هاي شبانه، استفاده ي بيش از حد از کامپيوتر و … در سلامت نوجوان و جوان اختلال ايجاد نموده و آن ها را نسبت به ساير امور بي توجه مي نمايد، لذا برنامه ريزي و محدود کردن اين فعاليت ها و جايگزيني آن ها با برنامه هاي مفيد و سازنده از قبيل ورزش، کلاس هاي آموزشي (فني و حرفه اي براي پسران) و هنري (خياطي، گل دوزي و … براي دختران) مي تواند، از بي بند و باري کاسته و آن ها را مقيّد و منضبط بار آورد.

پي نوشت ها :

1. تحريم، آيه 6.
2. محمد حسين طباطبائي، همان، ج 19، ص 672- 673.
3. همان، ج 19، ص 673.
4. علي اصغر احمدي، تحليلي تربيتي بر روابط دختر و پسر در ايران، ص 65- 66.
5. توماس ليکونا، روان شناسي رشد، ترجمه مهدي قراچه داغي، ص 312- 313 و 341- 377.
6. نور، آيه (59)، ترجمه محمد مهدي فولادوند.
7. محمد حسين طباطبائي، تفسير الميزان، ج 15، ص 233؛ ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه ج 14، ص 245؛ CD جامع التفاسير؛ حسن طبرسي، تفسير مجمع البيان، ج 4، ص 154؛ ملا فتح الله کاشاني، منهج الصادقين، ج 6، ص 343؛ علي طوسي، التبيان، ج 7، ص 461؛ فيض کاشاني، صافي، ج 3، ص 466؛ سيد عبدالله شبر، تفسير شبر، ج 1، ص 358؛ محمد جناندي، بيان السعاده، ج 3، ص 131 و سيد علي حائري طهراني، مقتنيات الدرر، ج 7، ص 374.
8. عن أبي جعفر عليه السلام قال: … و مَن بَلَغَ الحلمُ منکم فلايلجُ علي أمَّهِ و لا علي ابنِتِه و لا أختِهِ و لا علي مَن سوي ذلک إلّا بإذنٍ، و لا يأذنُ لأحدٍ حتي يسلمَ فإنَّ السلامَ طاعةُ الرحمانِ». (سيد هاشم حسيني بحراني، تفسير البرهان، ج 4، ص 151).
9. محمد رضا قره بيگلو و حسين کريميان، روان شناسي و مسائل نوجوانان و جوانان، ص 114- 115.
10. هم چنان که لقمان با تعبيرهاي مهرورز پسر خود را ارشاد مي نمود و علت بر پاي داشتن نماز و امر به معروف و نهي از منکر و شکيبايي در مشکلات را نشانه عزم استوار بيان مي نمود و هر يک از دستورهاي ديني و اخلاقي را با علت آن همراه مي نمود. (لقمان، آيات 13، 16- 19).

منبع مقاله :

هاشمي، ريحانه؛ هاشمي زاده، محمد حسن؛ (1389)، شيوه هاي کنترل غريزه جنسي از نگاه اسلام، قم: مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، چاپ اول

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شش + 3 =